قالب پرشین بلاگ


افوس قدیم
گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است            اما چه سود حاصل گلهای پرپر است
[ شنبه یازدهم مرداد 1393 ] [ 21:35 ] [ جلال خانجانی ]

کد خدایی به دوران پهلوی برمی گردد به طوری که مالکین املاک زراعی در بین خودشان یکی از مالکین مورد اعتماد را به عنوان کد خدا انتخاب نموده وبه فرمانداری معرفی می کردند.فرمانداری شهرستان حکم کدخدایی ده را برای اوصادر می نمود.

وظایف کدخدا

1-  نظم ونسق دادن به امور ده

2-  حل اختلاف بین اهالی(ملکی، خانوادگی)

3-  رابط اداری بین مردم و دولت

4-  معرفی جوانانی که به سن سربازی می رسیدند به گرهان ژاندارمری

 

کدخداهای افوس عبارت بودند از

کریمخان – حسن خان – آقا محمد کلارضا – کلا حسینقلی – حاجی جعفر – فتح اله خان – مشهدی علکبر- عبدالحسین خان - کدخداغلومسین
[ پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 ] [ 12:0 ] [ جلال خانجانی ]

 

می گویند،زمان زود می گذرد.اما در این دو سه دهه اخیر شتاب تصاعدی اکتشافات علمی واختراعات صنعتی گذر زمان را بلعیده است. زمان از اندیشه پیچیده انسان امروزی عقب خواهد ماند. به همین خاطر ابزارهای نه چندان قدیمی در بازه زمانی کوتاهی از صحنه روزگار و واژه ها از صفحه اذهان کنار می روند. ابزارهای زیر و نام آنها هر کدام گویای فرایندی است در خور ماندن.  

آرچون – دو گله – سه دنده – چار دنده – با فه گیر – اَرَبه (ارّ ابه ) – کِش اربه-تاوصد گامی – تبخه – تلی اربه – تسمه چرمی – چون پرّ ه – چون کش – چون تخته- غول اسب – گاورون – گاورون اُداق – جوال – تاچه– سبدکولي– بند وریسال– وَز – پارو- کیله –پاخوَه – قُبّه- دعای قبه- غلبیر (غربال ) – سَرَند – آردبیز – جوبیز– نخودبیز- جاروزوره-  قشو– ماله– آوجار (گاو آهن ) یُو(یوغ )– شونکه– سامالده – شاخ بند- زنجیرچارگاوی- بوگوجون– قِلابی-  شمشیره آوجار– مُشت درمه آوجار-گودی- یاطاقون آوجار- لَپَک – ساواسغِلي-  پالون(پالان)- رونَکی – تنگ(بند زیرپالان)-  اِشگِل – اوسار- قِدی - بند هُله – چوب چرخ(آچار جقجقه)- لولین – بغدادی(قسمت انتهائی پالون) – انگشت دونه – دَسخاله(داس) - بیل پهن– بیل تُک دار- اِسباره– قَپون - قَنطرَ – پوز بند-  بوگوجونی- گاوگوشه(دوشه)- سَرکِلی-کوپِِِله- صد دري -کله پزی- خُمره-کشماله- تغار-کمچه-  ملاقه-  نیم منداری- آبگردان- سنگ آو- نمد- ساروق- دَلّه- دول(دلو)- مَشک- خیک- یخدان- کُرسی- تنور و دمادون- کلنگ - تَوَر(تبر)- پِرکِلی- چمبره- سرچمبره- چراغ موشی- نَخِکی- چوق تُلم- کَل تلم- جوجودی- وَرسیله(پوستی که در کُپله می بستند)- قلجاق

جوال دوز- کَرت کش- چوق گُلوه استیل- گال- قُلبه(قلوه) سنگ- گِرز- گُزگاره-  خورجین- چنته- لُنگ قدیفه(قطیفه)- طاس و دولچه- کِفت انداز- شاخ چربی- لوُده- تنورشوری- اَلجَک- آفتاب گردان- لَمپا- گردسوز- مَنگوله- سرکلّه گی- دهنه- زین وبرگ- سنگ دسخاله- طُرّه- بوره- قیطون- پیسوز(پیه سوز)- گُمبکی- نای نی- گوگوره(روروه چوبی)- پَقَر- گیجین در(پاشنه در)- چِفت در- چُولوکه- چَرّه- میخ طیله -  اَخیه- بُقیه- دُلابی- چُری-تاپاله- کودکا- پیلی(هاون سنگی بزرگ)- دستار(دستاس) – سوک چوق- اَ الّیّ- کیلون مرغ- کُله مرغ- بودی(لانه پرنده)- بُنه

[ شنبه نوزدهم شهریور 1390 ] [ 21:41 ] [ جلال خانجانی ]

[ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ] [ 23:20 ] [ جلال خانجانی ]

از تعداد 41 بازی، روش اجرای بیش از 25 بازی را نوشته ومنتظربودم، کس دیگری از افوسی ها بقیه را کامل کند، دریغ از یک مورد که نشان می دهد کامپیوتر بدستها علی رغم ادعای پرطمطراقشان چقدر به فرهنگ سالم گذشتگان خود بی مهرند.وفقط کامپیوتر بازی می کنند.

بازی های افوس قدیم و روش اجرای آنها

فعالیتهای ورزشی بسیار ارزنده ای تحت عنوان بازی ها در قدیم این دیاراجرا می شد که هوشمندانه طراحی شده بودند. وهر کدام در موقع خاصی از سال برگزار می گردید وزمان غیرکاری مردم را ساخت می بخشید و هر کسی برای نقاط قوت و ضعف خود تدابیری می اندیشید و مردم با یکدیگرمهربان تر می شدند اغلب این بازی ها گروهی و در رَده های سنی مختلف برگزارمی گردیدند که متاسفانه امروز هیچ کدام از آنها به بازی هم گرفته نمی شوند.

1- ازمن داری: بازی یک نفر با چند نفر، مرزی برای زمین بازی معین می کردندپس ازآب تا نون(قرعه کشی)آن یک نفر انتخاب شده وبه وسط میدان بازی می رفت ،دیگران بامشت باز(کف دست)محکم به پشت او می زنند و می گوفتند" از من داری" این یک نفر باید به سرعت او را دست گیر کند در حین این تعقیب و گریزفرد دیگری از بازی کنان به پشت او مشتی می نوازد و می گویید" ازمن داری" حال باید این بازیکن تعقیب شود تا سرانجام آخرین فردی که دستگیر می شود آن تک نفری می شود که باید کتک بخورد تا دیگری را دستگیر کرده وبه وسط میدان برای ادامه بازی بفرستد.     

2- بازی اصفهانی: یارگیری دونفره انجام می شد پس از نون تا آب(قرعه کشی)دو نفر روبه روی هم می نشستند،ابتدا کف یک پای خود را بهم چسبانده بقیه از روی آن می پریدند سپس پای دیگر را روی پای اول قرار داده وبه دنبال آن دست ها را به صورت بازروی پاها می گذاشتند وافراد بازی از روی آن می پریدند تا اینکه هنگام پرش پای یکی به این ارتفاع برخورد می کرد و می سوخت حال باید او و دولی اش(یارش) می نشستند و بازی اجرا می شد.       دولی=یار

3- بُزبیا :

4- تاپ تاپو ناغاره چینی:پس از قرعه کشی یکی به انتخاب استاد می شدو فرد باخته سرش را در دامن استاد می گذاشت و چشمهایش را می بست بقیه دور او می نشستند و به فرمان استاد با دست باز به پشت او می زدند استاد چنین می خواند "تاپ تاپو ناغاره چینی ،دستمال زرد دارچینی ،این کُم زرد میرعلا،دست کی است به سربالا"وبه یکی اشاره می کرد دستش را بالا به گیرد،فرد خوابیده باید می گفت که چه کسی دستش بالا است اگر درست گفته بود جای این دو نفر باهم عوض می شد و بازی روی او اجرا می گردید اگر درست نه گفته بود دو باره بازی روی خودش تکرار می شد.

5-  پرتاب سنگ:همانندپرتاب دیسک امروزی است.

6- پرش از ارتفاع: این پرش از پشت بام ها بر روی برف درفصل زمستان صورت می گرفت.

7- پرش طولی جفت پا: روی خط ثابتی می ایستادند وجفت پا می پریدند.

8- پرش طولی تک پا: همانند پرش طول ورزش امروزی است.

9- چوق در هوا: این بازی را اُداقها (حیوان چرانها) در صحرا انجام می دادند.یکی چوب خود را در هوا پرت می کرد. دیگران سعی می کردند با پرتاب چوب دستی خود چوب او یا چوب دیگران را هدف قرار داده و بزند. در این بازی چوبدستی هایی که می شکست صاحبش می سوخت.

10- چشم قایمی:پس از قرعه کشی وتعیین محدوده بازی که بخشی از محله می شد شخص بازنده چشم خود را می بست و دیگران مخفی می شدند،این شخص جستجورا وقتی شروع می کرد که دیگران ندا می دادند بیا او باید همه اعضای بازی را پیدا می کرد اگر چنین اتفاقی می افتاد اولین نفری که پیدا شده بود بایدچشم می گذاشت و بازی به همان صورت ادامه می یافت واگر حد اقل یکی از اعضای بازی را نمی توانست پیداکند اعلام شکست می کرد وفرد یافته نشده از مخفی گاه با شعار"تولولوف،تولولوف، نه جُستی"بیرون می آمدواعلام پیروزی می کرد.و دوباره فردبازنده باید چشم می گذاشت.

11- چل ما چلی: یک نوع بازی انفرادی(لاتاری) بود.خط نشانی می کشیدند یک نفر روی خط می ایستاد .نفر دیگری شیئی مثل شانه یا مداد را با فاصله ای از خط می انداخت ومی گفت "چل ما چلی اینا می چلی"اگر فاصله زیاد بود می گفت.نه طرف فاصله را کمتر می کرد و دوباره می گفت."چل ما چلی اینا می چلی"در صورتی که جواب مثبت بود.باید از رو بر زمین می خوابید به طوری که نوک پاهایش روی خط قرار می گرفت واینقدر بدنش را می کشید تا با دستش بتواندآن شی را از آن خود کند.در صورتی که موفق نمی شد جایش را به دیگری می داد.    

12- چه: یک نفرکه موردوثوق بقیه بود به عنوان استاد(اُستا)انتخاب می شد او هم کوچکترین فرد را به به شاگردخود منصوب می نمود،استادکمربندی را در دست می گرفت ودر گوش شاگردش به طوریکه دیگران نشنوندیکی از رنگها را نام می برد بنابراین اسم رنگی  را فقط استاد و شاگردمی دانستند، سپس اعضای دیگر بازی جلو استادوشاگرد صف می کشیدند،استاد به ترتیب از آنهامی پرسید"چه؟"هریک نام رنگی را می گفتند تااینکه یکی نام رنگ را درست بیان می کرد استاد کمربند را به او می سپرد وکلمه جو،جو......راباصدای بلند سر می دادشخص کمر بندبه دست در محدوده زمین بازی دیگران را تعقیب می کرد وتااستادواژه جوجو....را می خواندآنهارا کتک  می زد،وقتی استاد صلاح می دانست بجای واژه قبل گندم گندم می گفت در این حال کمر بند به دست باید کمر بند را به سرعت هر چه تمامتربه دست استاد برساند در اینحالت دیگران اوراتعقیب می کردندودر صورت دستگیری کتک مفصلی به اومی زدند. وتکراربازی

13- خزبوچ:نوعی قاپ( قام) بازی بود.همان جیک تا دوک( خر و دوک یا اسب و جیک)

14- دَرَک:نوعی مسابقه وزنه برداری بود بطوریکه نوجوانی روی زمین می نشست و دستهای خود را زیرزانوهایش چفت می کرد وزنه بردار دستش را از زیر بازوی چپ این نوجوان عبورداده وباگرفتن بازوی دست راستش اورا یک دستی از زمین بلند می کرد و بالای سرمی بُرد

15- درسنگ:چند سنگ کوچک انتخاب می کردند پس ازقرعه کشی به نوبت هر نفر آنها را روی زمین می ریخت سپس باید بین هر دو سنگ را با انگشت اشاره جوری خط به کشد که انگشتش با آنها تماس پیدا نکند اگر دراین قسمت موفق می شد بایدبه یکی از این دو سنگ با حرکت دو انگشت روی یکدیگر ضربه مناسبی بزند تا به سنگ دیگری برخورد کندوآن سنگ به دیگر سنگ ها نه خورَد . اگر در این دو مرحله موفق می شد یک از این دو سنگ را بر می چید و این فرایند را بین دو سنگ دیگر انجام می داد تا همه سنگها را بر چیندواگر در هر یک از این مراحل موفق نمی شد می سوخت و نفر بعدی وارد انجام بازی می شد.

16- دست به چاله: فردی که در قرعه کشی مشخص شده بود دروسط میدان بازی روی کُپه ای از خاک یا کاه یا..... یکی از دست های خود را به زمین می گذاشت وحول این مرکز می چرخید دیگر بازیکنان از پشت سر به او حمله می کرده و با مشت باز به پشت او می زدند او هم تلاش می کرد حین چرخیدن حول دست خود با پایش یکی را بزند اگر موفق می شد آن فرد می سوخت و بازی روی او اجرا می گردید.

17- دُل دُلِ با:یارگیری دونفری انجام ومحدوده زمین بازی تعیین می گردید سپس قرعه کشی صورت می گرفت جفتی که باخته بودند دست همدیگر را می گرفته وبه وسط میدان می رفتند بقیه سعی می کردند از پشت سر به آنها حمله کرده و با مشت باز به پشت آنها به زنند این دونفر هم که هر کدام یک دستش را در یک دست دیگری جفت کرده ودست دیگرشان آزاد بود تلاش می کردند یک نفر را به گیرند و دیگری مشتی به او به زند اگر این فرد قبل از اینکه مشت  بخورد خود را رها می کرد(برای رهائی یارش می توانست کمکش کند) نه باخته بود ولی اگر مشت را می خورد باخته بود واو با یارش (دولی اش)باید به وسط میدان بیایند و بازی روی آنها اجرا شود.

18- ریگی پای نی: چند نوع اجرا می شد آ- فلفل و پیل  ب- ریگی  پاینی و پیل  پ- ریگی پاینی خالص ت- گول

19- سَکان اله: طناب بلندی را از پاجه یک خانه قدیمی گرجی پوش آویزان نموده و با آن تاب بازی  می کردند.                  

20- شاه و دزد: چند نفر دور هم می نشستند و توسط قوطی کبریت شاه، وزیر و دزد مشخص می شد وزیر می گفت،شاه دزد دارم، شاه می گفت، دزدت کیست؟ وزیر می گفت، این آقا، شاه حکمی در مورد دزد صادر می کرد و این حکم توسط وزیر بدون کم و کاست اجرا می شد.

21- شنا: فصل تابستان بیشتر حیوان چرانها که سر استیلها حیوانهایشان را می خواباندن در استیلها اجرا می کردند.جفت پا،تک پا وپشت پشتی

22- شُله: آگاهی در مورد این بازی ندارم چون در زمان ما برگزار نمی شد.

23-قاپ بازی: شرکت کنندگان  به تعداد برابر قاپ در زمین بازی وارد می کردند، روی زمینی مسطح و سفت دایره ای می کشیدند قاپ هارا روی وتری از آن طوری می چیدند که صاف چور نباشد حدود 2متری مقابل این وتر بیرون دایره خطی معین می کردند که از آنجا تیله را با حرکت دو انگشت روی یکدیگر به سمت ردیف قاپ ها شلیک می کردند تیله هر بازی کن که به قاپها برخورد می کردوقاپی را از دایره بیرون می راند این قاپ رابرده بود در ادامه همین بازی کن ازجائیکه تیله اش قرارگرفته بود آن را به سوی قاپ(هائی)ی که تیر خورده بود(ند) به همان روش شلک می کرد اگر موفق می شد قاپی را ازدایره بیرون کند آنرا برده بود اگر موفق نمی شد نفر بعدی بازی می کرد واین نفر از بیرون دایره به انتخاب خودش باید تیله خود را شلیک کند اول به سوی قاپ های تیر خورده سپس به سوی قاپ های دیگر

24- قِرّی:توپ مخملی کوچک و پربادی(توپ تنیس) را به زمین می زدند تا از زمین بلند می شد دور خود چرخیده و دوباره آنرا به زمین می زدند هرکه تعداد بیشتری این فرایند را انجام می داد برنده بود

25- قلعه قلعه مال من است: چند نفرپایین یک بلندی مثل تلی از خاک یا دو زمینی که اختلاف سطح داشتند می ایستادند وبا رمز شروع به بالای بلندی می رفتند وهرکی زودتر به بلندی می رسید می گفت"قله قله مال من است"و دیگران را به پایین هل میداد و شعارش را تکرار می کرد ممکن بود فرد دیگری در کش و قوس هل دادن صاحب اولیه قلعه را با پایین می انداخت و بلندی را اشغال می کرد وشعار"قله قله مال من است "را سر میداد.افردی که به پایین هل داده می شدند دوباره خود را به بالای بلندی می رسانند ومی کوشیدند تا قلعه را تصاحب کنند.این بازی اینقدر ادامه می یافت تا همه خسته شوند.

26 – کُشتی : ابتدا دو حریف که معمولا هم سن هستند صاف می ایستادند ،هر کدام یک دست از زیر بغل و دست دیگر از بالای کتف حریف عبور داده و در پشت اوچفت می کند.سپس نفر سومی که نقش داور دارد وهردستش را روی دستهای چفت شده دو حریف گذاشته وصاف ایستادن آنها را کنترل می کند .شروع کشتی را اعلام نموده.پس از شروع هرکدام از کشتی گیرها به هر وضع بدنی می توانند در بیایند و حریف را بر زمین بزنند.

27- کمربند بازی:معمولا دوگروه 3تا5 نفری هم ارز، توسط سرگروهها انتخاب شده با همین تعداد کمر بند سپس سر گروهها در وسط میدان خاکی بازی دایره ای متناسب با تعداد اعضا می کشیدند .و کمر بندها را جوری در آن قرار می دادند که سگک کمربند روی خط محیطی دایره قرار گیرد و به طرف مرکز دایره شلال شود.سپس نون تا آب انداخته و تیم بازنده نون تا آب داخل دایره قرارمی گرفت وهر نفر روی یک کمربند مستقر می شد.افراد تیم بیرونی تلاش می کنند کمر بندها را از این افراد به ربایند.افراد تیم درونی هم باید یک پایش داخل دایره باشد و با پای دیگرش ضربه ای به یکی از افراد تیم بیرونی بزند .حالا دو حالت پیش می آمد.یکی اگر تیم درونی ضربه توضیح داده شده را می زد تیم بیرونی می سوخت و جای دو تیم در بیرون و درون دایره عوض می شد.دیگر اینکه اگر کمر بندی از دایره ربوده می شد بکمک آن با ضربه زدن به کمر بندهای دیگرآنها را از دایره بیرون می کشیدند.سپس افراد تیم بیرونی کمر بند به دست به جان افراد تیم درون دایره می افتادند و از کمر به پایین ضربه می زدند .این کتک زدن با کمر بند اینقدر ادامه می یافت تا تیم درونی بتواند ضربه ای با پا به حالتی که گفته شد به یکی از  افراد تیم بیرونی بزند و آنها را بسوزاند

28- کورکورِبا: محیط میدان بازی را مشخص می کردند . پس از نون تا آب شخصی را که قرعه بنامش درآمده بود با دستمالی چشمهایش را می بستند و همگی وارد میدان بازی می شدند. هر کس می رسید آرتنگی به گُرده او میزد شخص چشم بسته باید کورمال کورمال تلاش می کرد یکی را بگیرد و آرتنگی به او بزند حالا دیگر نوبت این شخص می شد که چشمهایش بسته شود و بازی ادامه پیدا کند.در ضمن اگر حین بازی کسی از محیط میدان بازی خارج می شد می سوخت و بازی بر روی او اجرا می شد.

 

29- کوشَک:

30- گاردَختُما:بازی کنان با فاصله معین شده دریک خط کُت (رکوع) می شدند .اولی بلند می شد واز روی بقیه یکی یکی با قرار دادن کف دستها بر روی گرده آنها می پرید . اگر نمی توانست بپرد می سوخت واز دور خارج می شد واگر موفق می شد از روی همه بپرد پس از آخرین نفر کُت می شد تا نفر بعدی از سر صف مانند نفر اولی مسیر را طی کند.

31- گاسور: این باز ی هم توسط حیوان چرانها در صحرا در مرغزارها اجرا می شد بطوری که از مبدا زمین بازی چوب دستی های خود را بر روی مرغزار محکم هُل میدادند هر کدام چوبش مسافت  کمتری را پیموده بود باید کلاه یا یک تای کفشش را به جای چوب دستیش می گذاشت بازیکنی که چوب دستیش به کلاه یا تای کفش نزدیک بود.چوبش را بر میداشت وضربه ای جانانه به کلاه یاکفش می زد .این فرایند چوبکاری کلاه یاکفش توسط دیگر بازیکنان ادامه می یافت تا سر گروه بازی ختم این گیم بازی وشروع گیم دیگر را اعلام کند.

32- گانگالی : این بازی معمولا در زمستان روی پشت بامها اجرا می شد.دونفر سرگروه اعضای تیم خود را انتخاب می کردند سپس پشت بامی را به عنوان میدان بازی بر می گزیدند .پس از نون تا آب یکی از تیمها وارد زمین و دیگری بیرون زمین قرار می گرفتند.سر گروه تیم بیرونی یکی یکی به ترتیب ضعیف به قوی اعضای تیمش را به میدان می فرستاد .این شخص میبایست گانگالی(حرکت با یک پا) به اعضای تیم مقابل که در محدوده میدان بازی فرار می کردند و جاخالی می دادند می تاخت و به هر کی می رسید با پای دیگرش می زد واو را می سوزاند واز میدان بیرون می کرد.این فرد تا وقتی که توان داشت روی یک پا گانگالی برود حمله را ادامه می داد و ممکن بود چند نفر را بسوزاند.وقتی پای دیگرش را به زمی می گذاشت خود سوخته و از زمین بازی بیرون می رفت ونوبت را به دیگری می داد.اگر تیمی بیرونی با اجرای گانگالی همه اعضای تیم داخل زمین را بیرون می کرد . جای تیمها در زمین بازی عوض وبازی پیگیری می شد واگر تیم بیرونی نمی توانست همه اعضای تیم بیرونی را بسوزاند.باید به تیم بیرونی کولی بدهد.

33- گاوزُرِبا: دونفر همسن روبروی هم  .روی زمین می نشستند کف پاها را به یکدیگرتکیه می دادند و تکه چوب محکمی رابالای پاها با دو دست مشترک وی گرفتند و می کشیدند.هر کس می توانست دیگری را ازجای کنده و بلند کند برنده می شد.

34-  گُلولوم : چند نفر در یک صف دست یکدیگر را محکم می گرفتند و با شعار "گلولوم گلولوم"که همه باهم سر میدادند.نفرات صف دست در دست هم از زیردستاهای بهم گره خورده نفر اول و دوم انتهایی عبور می کردند.در ادامه از زیردستهای در هم گره خورده  نفرهای دومی و سوم و.......می گذشتند تا یک زنجیره انسانی در هم تنیده ای تشکیل می شد سپس سران ابتدایی وانتهایی این زنجیر از دو طرف می کشیدند تا زنجیر پار شودو افراد از دو طرف روی هم به غلتند وقهقهه به فلک می رسید.

35- گِنجی: با چند سنگ گرد و کوچک انجام می شد .این بازی دخترانه بود و من اطلاع چندانی از نحوه اجرای آن ندارم . از مطلعین میخواهم کمک کنند.

36- گوندورشاله: از مبدا زمین بازی با پرش دو دست خود را بر زمین زده وجوری پشتک می زدند که روی گُرده خود چرخیده وروی دو پای خود می ایستادند.هرکه فاصله دیگری طی می کرد برنده می شد.

37- مولی:توپی را به هوا پرت می کردند .هرکسیتلاش می کرد توپ را از آن خود کند.هرکی توپ را تصاحب می کرد. می گفت "مول مولِبا"وتوپ را به هوا پرت می کرد.

38- ننه بازی:دو تیم معمولا چهار نفره انتخاب می شدند.سر گروهها (ننه ها)دروسط میدان بازی دایره ای و در چهار گوشه آن ربع دایره هایی می کشیدند.پس از نون تا آب اعضای یکی از تیمها با فواصل یکسان روی محیط دایره می نشستند.وننه(سرگروه ) بالای سر آنها می ایستاد تا از آنها در مقابل حمله اعضای تیم حریف مراقبت کند.اعضای تیم حریف در ربع رایره ها یک نفره یا بیشتر مستقر می شدند.پس از اعلام شروع بازی این افراد از سنگرهای ربع دایره ای بیرون می آمدند و به نشسته های تیم درون میدان حمله می کردن و بنا به مروتشان به گُرده آنها آرتنگ (مشت باز)می نواختند.ننه تیم نشسته باید به سرعت به دور یاران نشسته اش بدود تا به یکی از حمله کنندگان ضربه ای وارد کندکه در این صورت تیم حمله کننده می سوخت و جای دو تیم عوض می شد. در این جنگ و گریزحمله کننده ها وقتی در معرض خطر ضربه ننه تیم مقابل قرار می گرفتند به سنگرهای خود (ربع دایرهها) می رفتند و ننه محافظت کننده حق ورود به این سنگرها را نداشت.ننه تیم مهاجم علاوه بر اینکه حمله می کرد دستور حمله و فرار را به اعضای تیمش صادر می کرد. 

39- وجبی:این بازی دو نفره اجرا می شد. به ترتیب قرعه کشی نفر اول روی خطی می ایستاد ومداد خودرا درفاصله دلخواه حدود 3 تا 5 متری می انداخت.نفر بعدی روی خط می ایستاد و مداد خود رافاصله  نزدیک مداد اولی می انداخت .اگر فاصله دو مداد به اندازه یک وجب دست نفر دومی بود این نفر برنده می شد و مداد نفر اولی را می برد ولی اگر فاصله مداد دومی با مداد اولی بیشتر از یک وجب بود نفر اولی مدادش را بر میداشت ،روی خط می ایستاد و آنرا به سمت مداد نفر دومی می انداخت و وجب می کردو....

40- هفت سنگ:

41- هیزم خاچ   

[ جمعه دوم اردیبهشت 1390 ] [ 12:30 ] [ جلال خانجانی ]

نظر بدهید

 

[ شنبه دوم فروردین 1393 ] [ 18:25 ] [ جلال خانجانی ]

نياكانمان             ****

به ياد دارم كه زنده ياد پدرم نام هفت پشت از اجداد خود را بر مي شمرد وبه من هم تأكيد داشت كه آنها را به خاطربسپارم. پس ازفوت اين گراميم تلاش نمودم تا علاوه برنام نياي خود نياي ديگران را هم بنويسم .پس ازانجام در يافتم كه چه شبكه اجتماعي زيبائي پيش رويم نقش بست. مهاجرين گرجي كه بیش از  4 قرن  پيش به افوس كوچانده شده بودند دو بزرگ مرد دربين آنها بوده اند به نام هاي اصلان خان و گرگين خان،كه دنباله آنها چنين است.

 دنباله اصلان بت شكن

اصلان- نظرعلي بيگ - اسلامزبيگ - حسنعلي بيگ - حسينعلي بيگ - حسنعلي بيگ (يحيي يخان - عليمردان بيگ - علي مدد بيگ ، هر سه پسر حسنعلي بيگ دوم بودند)

تا كنون توانسته ام دنباله هاي حسنعلي بيگ دوم را يافته و بنويسم.

دنباله يحيي خان

محمد جعفر بيگ فرزند يحيي خان و زهرا نسا خانم(دختر عليمردان بيگ)بوده كه خود5 پسر داشته،به نامهاي :    ۱- محمدخان 2-آصادق3- .......(پدرآقارضا،پدربزرگ باباخان) 4-آ تقي 5-آرسول

1- محمد خان:

از محمد خان دو پسربه نامهاي حاجي خانجان وآمحمد طاهر و نميدانم چند دختر بر جاي مانده كه نام خانوادگي ما از نام حاجي خانجان اقتباس شده است.

فرزندان حاجي خانجان: عبارتند از رحيم خان- آمحمدآقا - آعبدالحسين

صفيه(همسرآكريم)-سلطان (همسرميرزا يوسف مدني خوانساري)- خانم(همسرآرضا قلي

داشكسني،مادر نصيرآقا).

دنباله رحيم خان: پسرها* حسن آقا- علي آقا- حاجي آقا- محمودآقا- فرج آقا- آقا حسين

دخترها* زهرا سلطان(همسرحسن خان)- زيور سلطان(همسر نصيرآقا داشكسني)- ملوك خانم

دنباله آ محمد آقا:پسرها* احمدآقا- آقا فضل الله- آقارضا-آقاجعفر-آمهدي قلي(همگي خانجاني)             دخترها*بتول خانم(همسرآقاحسين شاهيوردي)- حبيبه سلطان(اكبرآقا)حليمه خاتون(همسرحاجي                   حسين بهارلوئي)- ايران خانم(همسرآقاباقرمدني خوانساري)- طوباخانم(همسركريمپور اولين آموزگار افوس)

& آمحمد طاهر فرزند محمد خان پسري داشته به نام نجف كه ايشان گويا صاحب2 پسر بنامهاي

محمد و ابراهيم بوده.......... 

2- آ صادق:

  پسر*خسرو خان   ،    دخترها*بي بي قمر(همسراسدآقا)- فاطمه سلطان(همسرنصراله خان)

                            زهرا سلطان(همسر......)-حبابه سلطان(همسرحاجي خان شاهيوردي)

حيران خانم(همسراحمد آقا بيك شاهيوردي)- ............(همسر خواجه جده تيموري هاي آغچه)

............(همسر......مادر آقالي خان ازناوله اي)

دنباله خسرو خان:       پسرها  *  محمد خان- عبداله خان، (خسروي) 

دخترها*بي بي خانم(همسراحمد آقا خانجاني)- حيات خانم (همسرميرزا آقا شاهيوردي)

كلثوم خانم (همسراحمد آقا داشكسني)

3-.........پدر آقا رضا (بابا خاني ها)

پسر ها *بابا خان – كربلا آقا حسين          دختر *رقيه(همسرآمحمداسماعيلِ خان)

دنباله بابا خان:  پسر*غلامرضا (اصلاني)  دخترها: سارا(همسرباقرِميتي، حيدري)- بي بي جان(همسر

............. )- مريم(همسرقربانعلي نجف آبادي)- پري(همسرمحمد عبداله كيخائي)

دنباله كربلا آقا حسين:   پسر ها *آقا علي- كريم ،     دخترها* نرگس(همسر...........)- خاتون(همسرقاسم

آرسول)- زينب خاتون(همسرمهدي قلي خانجاني)

4- آ تقي

پسرها*آقا عباس- آغلامحسين- اسفنديار- حيدر آقا- اسدآقا    ،      دختر*بي بي خانم(همسرميتي خان)

دنباله آقا عباس:     پسر *آ قا تقي           دختر*طوبا خانم(همسر آشيخ محمود)

دنباله آ غلام حسين:      پسر ها*مشهدي آقا علي آقا ياني- فضل اله اصلاني- امير اصلاني

    دختر ها*ريحانه(همسر محمود آقا بلطاقي)- شهر بانو(همسر فرج آقاي رحيم خان)

دنباله اسفنديار:             پسرها * قاسم- لطف اله، فاميل اصلاني           ،   دختر* رقيه

دنباله حيدر آقا:     مصطفي- طاووس – طوطي   ساكن بلطاق شدند

دنباله اسد آقا: پسرها *  اكبر آقا- علي خان     ،        دخترها * كوكب(همسر علي آقاي رحيم)

                                                                    خديجه خانم (همسراحمد آقاي ميتي خان)

5 - آ رسول           پسر *آ حفيظ

دنباله آ حفيظ :   پسرها * آ رسول – آكريم    ،    دختر ها*  طوطي- بلقيس

دنباله آ رسول:   پسرها  * ابوالقاسم- اكبر- علي آقا- آقا حسين- فتح اله(تاتل) ،  فاميل اصلا ني

       دخترها * نرگس (همسر كريم اصلاني)- معصومه( همسرآقالي كربلا آقا حسين،  اصلاني)

دنباله آ كريم:  پسر * حسين ، دخترها* جميله(همسرمشهدي آقالي)- آسيه خاتون(همسر كريمخان)    

                   ************************************ 

همانطوكه اشاره شدحسنعلي بگ(دوم)، سه پسر داشت بنامهاي يحيي خان ، عليمردان بگ و علي مددبگ(بيگ)، كه دنباله يحيي خان ارائه شد و اكنون به دنباله عليمردان بگ مي پردازيم.

دنباله عليمردان بگ

                            پسر * علي اكبر خان (گويا در زمان خود حاكم فارس وخوزستان بوده)

                         دختر* زهرا نسا خانم (همسرمحمد جعفربگ كه قبلا شرح آن رفت)

دنباله علي اكبر خان:

                    پسر ها * نصراله خان- ميتي خان- آمحمد علي- آمد(محمد) اسماعيل-

                   دخترها * جواهر(آغچه شوهر كرده)

1- دنباله نصراله خان *

                            پسرها *كريمخان- حسن خان- نگهدار خان- آقاخان سلطون(سلطان)

كاظم خان سلطون (سلطان)- علي خان- حسين خان (زير آوار رفته و دنباله اي ندارد)-

دخترها * بي بي زبيده(همسر آمد(محمد)آقا- بي بي زينب خاتون(همسرمحمد علي تازه بزرگون

خوانساري)- زهرا خاتون(همسرآ يحييِ ميتي خان)

دنباله كريمخان :  تنها يك دختر داشته بنام خديجه سلطان (همسر آقا رضا خانجاني)

دنباله حسن خان : سه پسر داشته بنامهاي آقا نصرت- آقا محمد-آقا محمود(فاميل رضواني)

دنباله نگهدار خان : پسرها * جعفرخان(خردمند)- آقا رضا – عبدالحسين خان(سلطاني)

                      دختر * بانو خانم (همسر آقا نصرت رضواني)

دنباله آقا خان سلطون : تنها يك دخترداشته بنام خانم سلطان (همسر مصيب فرحبخش)

دنباله كاظم خان سلطون : تنها يك پسر داشته بنام فتح اله خان (پاينده)

دنباله علي خان : پسرها * امير-آقاحسين- آقانصراله (همگي رضواني)

                    دخترها * خانم بالا- خانم بزرگ(همسر حسينِ آكريم)

2- دنباله ميتي خان *

                    پسرها *  آقا يحيي- آقاسهراب- آميرزا آقا- احمد آقا(اجاق كور بوده است)

دنباله آقايحيي : پسرها *آقا ميتي- آقاحشمت (فاميل اصلاني)

                دخترها * صغرا (همسريداله اصلاني)- عفت خانم (همسرآقا كمال مدني خوانساري)

بي بي خانم (همسر.....مادراحمد اصلاني)

دنباله آقاسهراب : پسرها* آقا جمشيد (اصلاني)

                    دخترها* سلطان(همسر ميتي آرسول فاميل اصلاني)- طلا(همسرحاجي مل‍احاجي

فاميل عاطفي)- جواهر( همسر محمد حسن فتاحي)

دنباله آميرزا آقا : پسرها * رضا قلي- محمد

                    دخترها * طوطي خانم (همسرآقا مدلي (محمد علي)- باجي (آغچه شوهركرده)

3- آقا مدلي(محمد  علي):

                            پسرها * آسيف اله (تنها پسر)

دنباله آسيف اله:  پسر * آقا مدلي(محمد علي)

                    دخترها * .......................

4- آمد( محمد )اسماعيل :

                                    پسرها * يداله – علي اكبر

                           دخترها * جهان(همر علي آقاي تاجر)- خاتون(ششجوان شوهر كرده)                                               ربابه (همسر ميرزا علي ششجواني)

ادامه نياكان ما: شاخه ديگري از گرجي هاي كوچانده شده به افوس

 

دنباله گرگين

  همانطور كه نوشته شد اصلان و گرگين دو برادر از جماعتي بودند كه از گرجستان

   به افوس كوچانده شدند دنباله اصلان نوشته شد،اكنون به دنباله گرگين مي پردازم.

گرگين.............ابراهيم – محمد – عليرضا بگ

دنباله عليرضا بگ:

                        پسرها: علي همت – باقر – زين العابدين(دنباله ندارد)- آحسن

1 – دنباله علي همت :

                        پسرها : ميتي – رحيم – ميرزا محمد

                        دخترها : .........

آ) دنباله ميتي :

پسرها : محمود – كربلا حسينقلي ،(فاميل كيخائي)

دخترها : خديجه (همسر.......)- كلثوم(همسر.......)

دنباله محمود (كيخائي): دو دختر داشته بنامهاي فاطمه سلطان(همسر حشمت باقري) و زهرا سلطان

(همسر عباس كرماني)

دنباله كربلا حسينقلي كيخائي : پسر ، حاجي ابوالفضل كيخائي

                                    دخترها : هاجر(همسر اسداله شريفي)- عصمت (همسر حشمت اله

اشرفي)- معصومه(همسر حاج شيخ محمد علي برهاني)

 

 ب) دنباله رحيم :

                        پسرها : علي آقا – علي اكبر- عباسقلي- محمود- محمد آقا(همگي كيخائي)

        دختر: زبيده (همسر ميرزا آقا پاينده)

دنباله علي آقاي رحيم

                پسرها : يداله (يداله سه پسر داشته بنامهاي مصطفي قلي- شكراله – مظفر، و 2دختر داشته بنامهاي :شاه سلطان همسر احمد آقاي كيخائي و تاج سلطان همسر محمد حسين كيخائي )، همگي كيخائي

        دخترها: جميله خاتون (همسر اسماعيل نصيري)- منظر خاتون(همسر آقامحمدكريمي)-

               اشك زر خاتون(همسرغلامرضا حيدري)

دنباله علي اكبررحيم:

 پسرها : نصراله- محمد عبداله- محمود(تنها يك دختر داشته بنام شوكت همسر  قاسم جهانبخشي،مغاندري)– احمد(پسرش غلامرضا)

                    دخترها : خاتون(همسر مظفر قلي خانجاني)- معصومه(همسرفتح اله كرماني)

                        صفيه(همسر ميرزا آقاي مهدوي)- كوكب(همسرحاج مصطفي قلي كيخائي)

 دنباله عباسقلي رحيم:

                        پسرها: عبداله- خيراله – آقا رحيم(دنباله ندارد)

                دخترها:بلقيس(همسر علي آقاي همزه)- بتول همسر حاجي خانجان(دوستي)

محمد علي رحيم  :

 پسرش مرتضي :( او هم دو پسر دارد بنامهاي غلام حسن و يوسف ، دختر....)

محمود رحيم :-دنباله اي نداشته

محمد آقاي رحيم : پسر  محمد علي

                        دخترها : رازي(همسر نوراله اسماعيلي)- فاطمه (همسر محمد علي كيخائي)؟

پ) دنباله ميرزا محمد:

                        پسرها : فرج اله- جعفر قلي- تقي(پسر تقي حيات بوده كه دنباله اي ندارد)

        دخترها: ام ليلا(همسر كربلا حيدر)- رقيه (همسر اسماعيل كيخائي)

 دنباله فرج اله:               پسر:عبدالحسين

                دخترها: حليمه (همسر شيخ عبدالوهاب) - ربابه (همسر كربلا حسين) - زينب (همسر

كدخدا قاسم رضائي فرسشي) - زري (همسر حاج محمود خوانساري) - زبيده (همسرقاسم كربلا حيدر)

دنباله جعفرقليِ ميرزامحمد

 پسرها ،علي - اكبر- محمد آقا

دنباله تقيِ ميرزا محمد : تنها پسرش حيات اله كه ايشان هم دنباله اي ندارد

2- دنباله باقر ِعليرضابگ :

                پسرها: حبيب -  حسين

                        دختر : گل افروز( همسر........)

آ) دنباله حبيب ِ باقر

                پسرها: تنها يك پسر داشته بنام احمد كه دنباله احمد چنين است

                پسرها: قربانعلي – محمد عبداله- قاسم

                دخترها: فاطمه نساء(همسر شيخ حسن)- اُم نساء (همسر حسين حاتم)

3-دنباله زين العابدين  ِعليرضا بگ : دنباله ي ندارد

 

4-دنباله آحسن  ِ عليرضا بگ :

                پسرها : اسماعيل - آقا بزرگ               دختر : همسر ميتيِ علي همت

  آ) دنباله اسماعيل :

 پسرش علي آقا كه پدر آقاحسن و همايون است

ب)دنباله آقا بزرگ : 2 دختر داشته بنام هاي صفيه (همسر حسن كرماني) و سارا

(همسرابو طالب)

 

مشاهده كنندگان اين بخش اگر اطلاعاتي دارند در اختيار قرار دهند. نقطه چينها را كامل كنيد

[ شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390 ] [ 21:55 ] [ جلال خانجانی ]

نظر بدهید

 

[ جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 ] [ 22:50 ] [ جلال خانجانی ]

زحمت کشی از زحمتکشان روزگار خودش بود .چوپانی می کرد و اهالی محل دائی عیسی اش می خواندند. هرمحله از افوس قدیم شامل چند کوچه پس کوچه ی تنگ بود که وجود آنها را درمحدوده کنونی افوس کم میتوان یافت بود. یکی از آنها روبرو دیگری پشت مسجد میانه هنوز دست نخورده باقی مانده است که اگر فرصتی پیش آید تصویرشان را فراهم آورده و به روئیت دیدار کنندگان وب سرزمین چشمه ها خواهم رساند.


ادامه مطلب
[ سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 ] [ 12:56 ] [ جلال خانجانی ]
1

2

3

4

 

[ جمعه هشتم دی 1391 ] [ 16:41 ] [ جلال خانجانی ]

با تعهدی که در این سال به اتفاق آقای محمد علی احمدی، مدیر مدرسه راهنمائی افوس به آموزش پرورش دادیم، پایه یک کلاس دبیرستان در رشته اقتصاد نهاده شد. تدریس اغلب درس ها را در این رشته طبق تعهدی که داده بودم به عهده داشتم. تدریس دروسی از قبیل فیزیک و شیمی و ریاضی برایم آسان ولی دروسی نظیر رسانه های گروهی، مطالعات اجتماعی و ... برایم چندان ساده نبود بطوری که مجبور می شدم هر شب تا پاسی از نیمه گذشته، کتاب های مختلفی در این زمینه ها مطالعه کنم.

دروس زبان انگلیسی و ادبیات را دبیران راهنمائی تدریس می کردند. این کلاس اول دبیرستانی، مبنایی شد برای دبیرستان افوس که امروزه تحصیل کرده های سطح بالایی هم به جامعه تحویل داده است.

چهره و چینش دانش آموزان این کلاس را هنوز در ذهن دارم. این آقایان عبارت بودند از:

ماشا ا... فرحبخش ( دبیر دبیرستان ) - عبدالعزیز فرحبخش ( دبیر ) - جانمحمد خلیلی ( کارمند بهزیستی ) - مجتبی نصیری ( کارمند آموزش پرورش ) - امان ا... خانجانی ( آموزش پرورش ) - شیرزاد نعیمی ( پاسدار ) - مسعود کیخائی ( آموزش پرورش - شهردار قبلی افوس ) - محمد نعیمی ( کارمند آموزش پرورش ) - پرویز نعیمی ( کارمند بانک ) - محمد رضا اصلانی ( آموزش پرورش ) - جهانشاه رضوانی ( آموزش پرورش ) - علی محمد فرهادی ( آموزش پرورش ) - سعید ایشانی ( .... ) - محمود نجفی ( آموزش پرورش ) - علیرضا سعیدی ( شهید ) - فرشید هاشمی ( رئیس اوقاف فریدن ) - حسن نعیمی ( شهید ) -  سیف ا... ملکی ( پاسدار ) - نوروز خوانساری ( آموزش و ) - پرویز خوانساری ( آموزش پرورش ) و ... .


[ شنبه چهارم شهریور 1391 ] [ 22:55 ] [ جلال خانجانی ]

این استاد، بیش از صد سال عمر کرد و تا آخرین سال های زندگی اش با عشق و ظرافت تمام به کار نجاری سنتی ادامه داد و خدمت زیادی به مردم دیارش کرد. خدایش رحمت کند.

[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:59 ] [ جلال خانجانی ]
سرزمین چشمه ها
[ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 20:28 ] [ جلال خانجانی ]

[ جمعه هجدهم فروردین 1391 ] [ 22:21 ] [ جلال خانجانی ]

دیباچه

از آنجایی‌که به رسمیت شناختن منزلت ذاتی و حقوق یکسان و انتقال‌ناپذیر همهٔ اعضای خانوادهٔ بشری اساس آزادی، عدالت و صلح در جهان است؛ از آنجایی‌که بی‌توجهی و نادیده انگاشتن حقوق بشر منجر به اعمال وحشیانه‌ای شده‌است که وجدان نوع بشر را به عصیان واداشته است؛ وظهور دنیایی که در آن بشر بتواند از آزادی بیان و اندیشه بهره‌مند گردد و فارغ ازهراس زندگی کند به بالاترین آمال بشر تبدیل شده است؛ از آنجایی‌که حقوق بشر باید توسط قانون مورد حمایت قرار گیرد تا اینکه بشر به‌عنوان آخرین راه چاره، ناگزیر از قیام علیه خودکامگی و سرکوب نگردد؛ از آنجایی‌که توسعهٔ روابط دوستانه میان ملت‌ها امری ضروری است؛ از آنجایی‌که اعضای سازمان ملل در منشور این سازمان وفاداری خود را به حقوق بنیادین بشر، منزلت و ارزش انسان، و حقوق یکسان برای مردان و زنان ابراز کرده‌اند ونیز با عزمی راسخ برآن شده‌اند که برای پیشرفت‌های اجتماعی تلاش کنند و در فضایی آزادتر وضعیت معیشتی بهتری به‌وجود آورند؛ از آنجایی‌که دول عضو متعهد شده‌اند که همراه با سازمان ملل برای احترام گزاردن به حقوق بشر در دنیا و رعایت این حقوق و ایجاد آزادی‌های اساسی تلاش کنند؛ از آنجایی‌که رسیدن به درک مشترکی ازاین حقوق و آزادی‌ها بیش‌ترین اهمیت را برای اجرای کامل این تعهد دارد ؛ بدین‌وسیله مجمع عمومی سازمان ملل متحد؛ اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر را که به مثابه معیاری مشترک برای دستیابی تمامی مردم و تمامی ملل دنیا به اهداف یاد شده می‌داند اعلام می‌کند که با توسل بدان همهٔ اشخاص و همهٔ نهادهای اجتماعی مفاد این اعلامیه را پیوسته در نظر داشته باشند و تلاش کنند تا با تدریس و آموزش آن احترام به این حقوق و آزادی‌ها را تشویق کرده و با اتخاذ تدابیر گام به گام در سطح ملی و بین‌المللی، شناسایی و اجرای کارآمد و رعایت این حقوق را هم درمیان مردم کشورهای عضو و نیز مردم سرزمین‌هایی که تابع این کشورها هستند تضمین کنند.

 

مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سه سال پس از تأسیس سازمان ملل متحد، اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر را تصویب کرد و اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر، که هدف آن برقراری تضمین حقوق و آزادی‌های برابر برای همه مردم بود در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ به تصویب رسید، روزی که اینک در سراسر جهان به عنوان روز بین‌المللی حقوق بشر گرامی داشته می‌شود

 


ماده ۱

تمامی انسان‌ها با منزلت و حقوقی یکسان به دنیا می‌آیند. همگی از موهبت عقل و وجدان برخوردارند و همگان باید نسبت به یکدیگر چونان برادر و خواهر رفتار کنند.

 

ماده ۲

 هرکس بدون هیچ‌گونه تمایزی ازحیث نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، باور سیاسی یا هر باور دیگری، خاستگاه ملی یا اجتماعی، دارایی و ولادت یا هر موقعیت دیگری از حقوق و آزادی‌هایی که در این اعلامیه برشمرده شده‌است برخوردار است. بعلاوه هیچگونه تمایزی نباید بر پایهٔ موقعیت سیاسی، قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی که شخص بدان تعلق دارد قایل شد، خواه مستقل باشد، خواه تحت قیمومت کشوری دیگر باشد، خواه غیرخود مختار باشد و یا از حیث تمامیت ملی تحت هرگونه محدودیتی باشد.

 

ماده ۳

 هرکس حق حیات، آزادی و برخورداری از امنیت شخصی را دارد.

 

ماده ۴

 هیچ‌کس را نباید در بیگاری بردگی نگاه داشت؛ برده داری و تجارت برده باید در تمامی اشکال آن ممنوع گردد.

 

ماده ۵

 هیچکس را نباید مورد ظلم و شکنجه و رفتار یا کیفری غیر انسانی و یا تحقیرآمیز قرار داد.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 9:44 ] [ جلال خانجانی ]
[ جمعه چهارم آذر 1390 ] [ 18:3 ] [ جلال خانجانی ]
[ چهارشنبه چهارم آبان 1390 ] [ 11:51 ] [ جلال خانجانی ]
 واليبال در برف

عكس از سرزمين چشمه ها


ادامه مطلب
[ سه شنبه هجدهم مرداد 1390 ] [ 13:47 ] [ جلال خانجانی ]
اولين سري از پيشاهنگ هاي دبستان وفائي افوس در اردوگاه باغ ابريشم اصفهان

سال تحصيلي (۴۷-۴۶)

دبستان وفائي افوس _ عكس از سرزمين چشمه ها

[ سه شنبه هجدهم مرداد 1390 ] [ 13:44 ] [ جلال خانجانی ]

دانش آموزان دبستان وفائي افوس - سال تحصيلي ( ۴۳-۴۲ )

اسامي ايشان را به ترتيب از راست به چپ، ايستاده و نشسته ذكر نمائيد.

 

دبستان وفائي افوس _ عكس از سرزمين چشمه ها

[ سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 ] [ 11:17 ] [ جلال خانجانی ]
این عکس از کدام قسمت افوس است؟

 

[ شنبه سی ام مرداد 1389 ] [ 12:16 ] [ جلال خانجانی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب